Click here to get your free mobile phone or apple ipod مترجمان
به وبلاگ گروهی مترجمان خوش آمدید


مترجمان











با رفتن به این آدرس و ثبت نام گوشی موبایل- کنسول بازی- و ... را به صورت رایگان درب منزل تحویل بگیرید:

http://www.xpango.com?ref=92094225

| نظرات 1 | 11:35 PM شنبه، 16 آبان هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: متفرقه


با سلام به بازدیدکنندگان گرامی

وبلاگ من با نام "کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی دانشگاه یزد" که پیش تر با نام "به سوی ارشد" فعالیت می کرد از این پس به مسائل مربوط به تحصیل در کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی می پردازد. بدین وسیله از افرادی که مایلند درمورد دروس، کتب و شیوه ی کار دانشگاه و اساتید در مقطع کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی اطلاعات کسب کنند دعوت می شود به این وبلاگ سری بزنند!

 

باتشکر

محمدرضا روستاخانوانه

| نظرات 3 | 5:02 PM جمعه، 3 مهر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: به روزرسانی ها


 

محمدرضای عزیز

 

عاقبت درخت صبر و تلاشت همی بار داد.

 

خبر شنیدن موفقیتت در پذیرفته شدن در مقطع کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی در دانشگاه دولتی یزد بسی مایه مباهات و افتخار بود.

 

به امید روزهای  روشن تر

 

| نظرات 1 | 12:23 AM جمعه، 6 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: سجاد صالحی کردآبادی | موضوع: متفرقه


 نمایشگاه عکس های محمدرضا روستاخانوانه در رشت

نمایشگاهی از عکس های محمدرضا روستاخانوانه از 10 تا 15 مرداد ماه سال جاری، در نگارخانه ی مارلیک مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیاء رشت برگزار می شود.

در این نمایشگاه 27 عکس مستند و هنری به صورت رنگی در ابعاد 30*20 و 40*30 و با موضوع  شهرستان فومن  و جلوه های طبیعی و تاریخی آن در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.

 

| (نظر بدهید.) | 4:56 PM یکشنبه، 28 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: عکس


 تصاویر تظاهرات عظیم!!! مردم ایران!!! در سالروز فاجعه ی 18 تیر که گویی به هواداران یکی از نامزدهای ناکام انتخابات منتسبند.

 

تهران 18 تیر 88

 

تهران 18 تیر 88

 

تهران 18 تیر 88

 

 تهران تیر 88

 

تهران 18 تیر 88

 

 تهران 18 تیر 88 نیروهای ضد شورش

 

 تهران 18 تیر 88 تصویر از یک صفحه ی وابسته به آشوب طلبان برداشته شده

عکاس این تصویر سعی کرده رهگذران پیاده روی آن طرف خیابان که با تعجب ... را نگاه می کنند جزء جمعیت ... نشان دهد.

 

تهران 18 تیر 88 تصویر از یک صفحه ی وابسته به آشوب طلبان برداشته شده

 

برخی از تصاویر جهت بالا آمدن بهتر دوباره از طریق ایرانبلاگ آپلود شده است. تصاویر عینا و بدون دستکاری از سایت های خبری خارجی و نیز صفحات اینترنتی مربوط به حامیان یکی از شکست خوردگان انتخابات برداشته شده است.

 

| (نظر بدهید.) | 1:24 AM جمعه، 19 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: یادداشت های سیاسی و اقتصادي


 


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور ، متن كامل پاسخ وزارت كشور به ادعاهاي موسوي بدين شرح است:
انتخابات رياست جمهوري دهم ظهور جشنواره‌اي از افتخار و عزت ملي در سي امين سال انقلاب اسلامي و تجربه مردم سالاري ديني بود، انتخاباتي در شان مردم ايران و در تراز جمهوري اسلامي كه مشاركت ملي، رفتار قانوني و رقابت اخلاقي شعارهاي اصلي برگزار كنندگان آن بود و به فضل الهي با حضور پرشور، آگاهانه و بي‌همتاي ملت، در سطحي فراتر از همه پيش‌بيني ها، اين حماسه تاريخي ملي تحقق يافت و به ثبت رسيد. بدون شك اين انتخابات فرصتي بزرگ براي ملت، نظام و انقلاب اسلامي و تهديدي بزرگ و دشمن شكن براي بدخواهان مردم شريف ايران و انقلاب شكوهمند آنان مي‌باشد.
در خصوص نامه آقاي ميرحسين موسوي مطالب زير به عرض ملت شريف و حماسه ساز ايران اسلامي مي‌رسد‌:
نامه ايشان حاوي تناقضات آشكاري بوده و عمدتاً شامل مواردي كلي است كه فاقد مستندات عيني و حقوقي مي باشد . مواردي كه ايشان ادعا كرده‌اند، عبارت است از:
الف - پلمپ صندوق‌هاي راي
1- طبق قانون انتخابات، بايد صندوق‌ها قبل از شروع راي گيري پلمپ شود ، لذا در اين راستا به كليه نمايندگان نامزدها اطلاع داده شده بود كه لازم است راس ساعت 7 صبح در شعب اخذ راي حضور داشته باشند و اخذ راي نيز ساعت 8 صبح شروع گرديد. اگر برخي از نمايندگان آقاي موسوي در ساعت مقرر حضور نيافته و تاخير داشته‌اند، اخذ راي از مردم كه مقابل شعب اخذ راي صف كشيده بوده اند را نمي توان به تعويق انداخت.
« ماده 29 قانون انتخابات: «قبل از شروع رأي‌گيري بايد در حضور نماينده يا نمايندگان هيأت نظارت، صندوق‌هاي خالي، بسته و ممهور به مهر شعبه ثبت نام و اخذ رأي گردد.»
همانگونه كه ملاحظه مي شود در متن قانون هيچ سخني از الزام حضور نمايندگان كانديداها براي پلمپ صندوقها وجود ندارد اما با اين حال وزارت كشور از نمايندگان كانديداها جهت نظارت دعوت كرد و اكثريت قريب به اتفاق نمايندگان آقاي موسوي ، هنگام پلمپ صندوق ها ، در شعب اخذ راي حضور داشتند .
2- كلي‌گويي بدون اشاره به شماره صندوق مورد نظر كافي نيست . ايشان لازم بود كه شماره صندوق هاي مورد اعتراض را اعلام نمايند تا ضمن بررسي جواب لازم ارائه گردد. بر اساس تبصره 1 ماده 80 قانون انتخابات رياست جمهوري كه مقرر مي دارد « كساني كه از نحوه برگزاري انتخابات شكايت داشته باشند ، مي توانند ظرف سه روز از تاريخ اخذ رأي "شكايت مستند " خود را به ناظرين شوراي نگهبان يا دبيرخانه اين شورا نيز تسليم دارند . » بايد كليه شكايات مستند و با ذكر نمونه هاي عيني باشد .
ب- حضور نمايندگان نامزدها
1- وزارت كشور زحمات فراواني را متقبل شد تا با ايجاد سايت ثبت نام اينترنتي نمايندگان كانديداها ، بستري فراهم نمايد تا نمايندگان نامزدها بتوانند به راحتي مشخصات خود را وارد سايت نموده و براي تمام نمايندگان نامزدها كارت شناسايي رايانه اي صادر شود . بدين منظور در جلسه توجيهي مورخ 2/3/1388 با حضور نمايندگان كانديداها آقايان: ثمره هاشمي از ستاد آقاي دكتر احمدي نژاد ،طلايي نيك از ستاد آقاي دكتر محسن رضايي، سلطاني فر از ستاد آقاي كروبي ، احمدي از ستاد آقاي مهندس موسوي ، سايت مذكور به آنها معرفي و آنان ضمن اعلام آمادگي از وزارت كشور به خاطر اين اقدام تشكر نمودند . اما در تاريخ 15/3/1388 به صورت غير مترقبه و با اظهار اينكه نمايندگان ما در شهرستانها با اين روش آشنا نيستند و در اين فرصت كوتاه نمي توانيم كار ثبت نام را انجام دهيم ، درخواست كردند تا صدور كارت شناسايي براي نمايندگان نامزدها به صورت دستي و سنتي صورت گيرد ، كه ستاد انتخابات كشور در جهت همراهي با آنان اين درخواست را پذيرفت .
2- به رغم همراهي وزارت كشور ، ستاد ايشان در معرفي نمايندگان ضعف داشت، به طوريكه حتي براي دادن فتوكپي شناسنامه و الصاق عكس به آن نيز مشكل داشتند و هر روز كار را به تاخير مي انداختند كه به عنوان نمونه مي توان به شهر تهران اشاره داشت.
3- به رغم همه اين موارد وزارت كشور تا آخرين دقايق و حتي روز انتخابات با آنان همراهي نمود و در نتيجه آقاي ميرحسين موسوي در 40676 صندوق از مجموع 45713 شعبه ، نماينده داشت كه حدود 90 درصد از صندوقها را شامل مي گردد ( اسامي و مشخصات آنها موجود است) و علاوه بر اين تعداد نمايندگان ايشان در شعب اخذ راي از تعداد نمايندگان ديگر كانديداها بيشتر بوده است يعني آقاي موسوي بيشترين نماينده نسبت به نامزدهاي ديگر بر سر صندوق ها داشته اند.
4- عبارت « هزاران گزارش تخلف » در نامه ايشان ، مصداق بارز كلي گوئي است در حاليكه در سراسر كشور و از همه شعب اخذ راي و از طرف همه نامزدها ، ستادهاي تبليغاتي ، نمايندگان نامزدها و هواداران آنها ، فقط 227 مورد شكايت مكتوب به هيات هاي اجرايي و نظارت شهرستانها واصل شد كه 207 مورد از آنها به دليل عدم ارائه مستندات مربوطه وارد نبوده و 16 مورد به دادگاه و 4 مورد به نيروي انتظامي ارجاع شده است.در مجموع، 20 مورد تخلف ارجاعي به دادگاه و نيروي انتظامي ، مربوط به اشخاص حقيقي است كه به عنوان مثال از سوي بعضي از هواداران برخي از نامزد ها،در ساعات پس از 8 صبح روز پنج شنبه 21/3/88 كه ممنوعيت تبليغات نامزد ها بوده، مبادرت به توزيع و نصب اقلام تبليغاتي نامزد مورد نظرشان نموده بودند.
ج- صندوق هاي سيار
درخصوص صندوقهاي سيار ايشان مواردي را گفته اند كه از كسي مانند ايشان بعيد است اينگونه آشكارا خلاف واقع بگويد :
1- ايشان ادعا كرده اند كه « طبق ماده قانون انتخابات رياست‌جمهوري تخصيص شعب سيار صرفا براي مناطق صعب‌العبور كوهستاني و مسافت‌هاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت مقدور نيست تشكيل مي‌شود » اي كاش شماره آن ماده را ذكر مي كردند ، تا با مراجعه به آن ماده معلوم مي شد كه تشكيل شعب سيار « صرفاً » براي مناطق صعب العبور و كوهستاني نيست و در ادامه ماده مربوطه چگونگي آن مشخص شده است.
آنچه در نص صريح قانون آمده اينگونه است « ماده 50 ـ هيأت اجرايي بخش با تصويب هيأت اجرايي شهرستان ميتواند براي مناطق صعب العبور و كوهستاني و مسافتهاي دور و نقاطي كه تشكيل شعب ثابت ثبت نام و اخذ رأي مقدور نيست شعب اخذ رأي سيار تشكيل دهد هيأت اجرايي شهرستان نيز مي تواند در صورتي كه لازم بداند نسبت به تشكيل شعب اخذ رأي سيار در مركز شهرستان و بخش مركزي اقدام نمايد .... » مي بينيم كه در نامه ايشان واژه صرفا " بكار رفته و دنباله عبارت نيز حذف شده است و اين روش تحريف قانون ، غير صحيح و غير اخلاقي است .
2- اي كاش ايشان مستنداً ، اعلام مي كردند كه در انتخابات رياست جمهوري هفتم ، هشتم و نهم چند صندوق ثابت شهري و چند صندوق سيار وجود داشته و حالا تعداد اين صندوق ها چه ميزان است ؟ ما اين اطلاعات را در سايت وزارت كشور رسما و شفاف و مبسوط قرار داده‌ايم.
طبق قانون و سيره مستمره ، شعب سيار ، نه تنها براي مناطق صعب العبور كه همواره براي مناطق شهري ، بيمارستانها ، پادگانها ، مناطق كم جمعيت و موارد ديگر تشكيل مي شده است.
به طور مثال در انتخابات رياست جمهوري نهم در دولت اصلاحات ، از مجموع 41071 صندوق اخذ راي ، تعداد 14102 صندوق آن سيار بوده است يعني 33درصد كل صندوقها ، در حاليكه در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري از مجموع 45713 صندوق تعداد 14294 سيار بوده است يعني 30درصد كل صندوق ها، پس ملاحظه مي شود كه درصد صندوقهاي سيار در اين انتخابات به نسبت دوره گذشته 3 درصد كاهش يافته است ! از طرفي متاسفانه حتي افزايش ميزان 7/11 درصدي تعداد صندوقهاي ثابت نيز مورد اعتراض طرفداران آقاي موسوي به جهت نگراني آنها از افزايش تعداد صندوق ها ، واقع شده است . لازم است اشاره شود كه براي تعداد 27958931 راي ( كل آراء ماخوذه دردومين مرحله نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ) 14102 صندوق سيار در دولت اصلاحات پيش بيني شده و اين در حالي است كه براي كل آراء ماخوذه دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يعني 39371214 راي ، 14294 صندوق سيار پيش بيني شد و اين نشانگر عدم صحت مطالب مطرح شده در اين خصوص از سوي ايشان است.و اگر فقط افزايش مشاركت انتخابات رياست جمهوري دهم را نسبت به مرحله دوم انتخابات رياست جمهوري نهم يعني افزايش از حدود 62 درصدي به حدود 85 درصددر انتخابات دهم را در نظر مي گرفتيم بايد تعداد كل صندوق ها معادل 41071ضربدر 85 درصد ،تقسيم بر 62 درصد يعني برابر 56307 صندوق و تعداد صندوق هاي سيار را معادل 14102 ضربدر 85 درصد تقسيم بر 62 درصد يعني برابر 19333 صندوق درنظر ميگرفتيم ،كاملا مشهود است كه به نسبت و باتوجه به مشاركت 85 درصدي به مراتب كمتر از دوره نهم در نظر گرفته شده است. مضافا اينكه فضاي جدي و رقابتي و شور و شوق و نشاط انتخاباتي و تبليغاتي قبل از انتخابات و نتايج اكثر نظر سنجي ها هم نشان از ميزان مشاركت بالاتري در دور دهم نسبت به دور نهم را نشان ميداد.
3- هيچ گونه ممانعتي براي حضور نمايندگان ايشان بر سر صندوقهاي سيار وجود نداشته و طبق تبصره ماده 8 آيين نامه اجرايي حضور نمايندگان نامزد هاي رياست جمهوري ،تامين نيازهاي نمايندگان نامزد ها به عهده نامزد مربوطه مي باشد و وزارت كشور از اين بابت هيچ گونه تكليفي ندارد، (اعضا هر شعبه بعلاوه عوامل انتظامي چهارده نفر مي‌باشند كه اگر نمايندگان كانديداها هم اضافه شود جابجايي آنها بسيار سخت است) اما با اين حال اعضاي اجرايي شعب نهايت همكاري را با نمايندگان كانديداها داشته ا ند
4- اشكال ايشان مبني بر افزايش صندوقهاي سيار در تناقض با اشكال ديگرشان مبني بر عدم ارائه امكان لازم براي راي دادن مردم است لذا شرط صداقت اين بود كه ايشان هم درخواست افزايش صندوقهاي ثابت و هم سيار را مي نمودند.چنانكه شرح آن با اعداد و ارقام اشاره شد.
د- در خصوص تعرفه‌ها
1- آقاي موسوي در نامه خود عدد واجدين شرائط راي دهنده را تعداد 45ميليون و 200 هزار نفر ذكر كرده اند كه آشكارا يك ميليون كمتر از تعداد واقعي است .كه همانگونه كه بار ها اعلام شده تعداد واجدين شرايط 46ميليون و 200 هزار نفر بوده است صرف نظر از اينكه جريان اصلاح طلب بار ها اعلام ميكرد كه تعداد واجدين شرايط بيشتر از اين هم هست.
2- ايشان پذيرفته اند كه به تعداد معقولي بايد تعرفه اضافه چاپ مي شد اما نگفته اند كه اين تعداد چند تا بايد باشد ؟
3- چاپ تعرفه اضافه ، كه طبق قانون و عرف انتخابات صورت گرفت ، بارها و بارها در مطبوعات و از سوي ستاد ايشان ، مورد تهاجم واقع شد . كه وزارت كشور در موقع خود پاسخ آنها را داد و بر اساس وظيفه قانوني و با توجه به ميزان مشاركت پيشتر پيش بيني شده اقدام به چاپ تعرفه كرد، تا با مشكل مواجه نشود .و طبيعي است تخمين دقيق و بدون خطاء تعداد راي دهنده در هر شهرستان و يا در هر صندوق امكان پذير نيست.
4- در اين دوره از انتخابات ، به منظور صيانت از آراء مردم ، كليه تعرفه ها داراي سريال مخصوص و كد اختصاصي استاني بود كه امكان جابجائي را از بين مي برد تا راي مردم با ضريب امنيتي بيشتري حفاظت گردد .
5- ما قصد اين را نداريم كه بگوئيم آيا آقاي موسوي و ديگران ، با سوء نيت آن فشارها را وارد مي كردند تا تعرفه اضافه چاپ نشده و در نتيجه مردم با كمبود تعرفه مواجه شوند و آنها امروز بهانه اي ديگر براي تهمت و اعتراض داشته باشند،ليكن اظهارات فعلي ايشان جاي اين سوال را باقي مي گذارد.
6- با توجه به شكوه و عظمت حضور ملت از ساعات اوليه در سر صندوقهاي راي، صفوف متراكمي تشكيل شده بود و به همين دليل نيز به كليه شعب گفته شد به محض آنكه تعداد تعرفه هاي باقيمانده به عدد 100 رسيد سريعا خبر دهيد و قبل از اتمام آنها، تعرفه هاي موردنياز براي آنها ارسال مي شد .
با اينكه تبليغات همه جانبه اي هم از سوي هواداران ايشان سازماندهي شد و به دروغ آشكار متوسل شدند كه قرار است در صندوق هاي مستقر در مساجد تقلب صورت گيرد ! و مردم را به سوي صندوق هاي مستقر در مدارس دعوت كردند .
7- با توجه به قانون انتخابات ، راي دهندگان مجاز هستند در هر نقطه اي از كشور كه بخواهند راي بدهند . لذا سيال بودن تعداد راي دهندگان ، موجب مي شود تا نتوان دقيقا برآورد كرد كه در هر صندوق چند نفر مراجعه مي نمايند از اين رو در شعب اخذ راي ، با در نظر گرفتن آمار راي دهندگان در آخرين انتخابات در هر شهرستان و صندوق تعداد تعرفه متناسب تحويل داده شدو تنها تعداد معدودي از شعب اخذ راي با كمبود تعرفه مواجه شدند كه به سرعت تعرفه لازم تحويل گرديد.

ه-محدود كردن زمان راي گيري
محدود كردن زمان راي گيري نيزمانند بسياري از مطالب ديگر ايشان خلاف واقع است ، زيرا راي گيري به درخواست فرمانداران و با دستور وزير كشور ، چهار بار و تا ساعت 22 تمديد شد. لازم به ذكر است كه انتخابات رياست جمهوري نهم از ساعت 9 صبح شروع شده بود ولي انتخابات دهم از ساعت 8 صبح آغاز گرديد،(يعني 1 ساعت زودتر)و طبق قانون تا ساعت 18 ادامه يافت و وقت دوم از 18 تا 19 تمديد شد و بار سوم از ساعت 19 تا 20 تمديد گرديد و بار چهام از20 تا 21 تمديد شدو بار پنجم از 21 تا 22 تمديد گرديد و در نهايت نيز در اطلاعيه رسمي ستاد انتخابات كشور اعلام گرديد تا زمانيكه راي دهنده در مقابل شعبات وجود دارد افراد به داخل شعبه هدايت شده و از آنها راي گيري به عمل آيد ، به طوريكه در برخي از شعب تا پاسي از نيمه شب نيز راي گيري ادامه داشت .
ايشان ادعا كرده اند كه چهار نفر از ستاد ايشان به وزارت كشور مراجعه نموده اند و تقاضاي ملاقات با وزير كشور جهت تمديد مهلت اخذ راي داشته اند و به آنها اجازه ملاقات داده نشده است ، در حاليكه چهار تن از نمايندگان ايشان به نام آقايان بهزاديان نژاد ، علي ربيعي ، مهرعليزاده و فرد ديگري به ستاد انتخابات كشور مراجعه كردند و بيش از يك ساعت با رئيس ستاد انتخابات كشور ملاقات داشتند و سخنان و درخواست هاي ايشان شنيده شد و پاسخ هاي مستدل ستاد انتخابات كشور را نيز دريافت نمودند.
و-انتقال صندوق ها به فرمانداري
آقاي موسوي ادعاي عجيبي ديگري نيزنموده اند كه مانند بقيه سخنان ايشان ، بدون استناد مي باشد.
ايشان ادعا نموده اندكه در مرحله شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات در شعب اخذ راي ، هيچ نظارتي از سوي نمايندگان كانديداها وجود نداشته است ، در حاليكه نمايندگان ايشان در صندوق هاي اخذ راي تا پايان شمارش آراء و تنظيم صورتجلسات و امضاء فرم هاي مربوطه ، در شعب اخذ راي حضور داشته و اعداد و ارقام فرم هاي مذكور را يادداشت نموده اند و بر تمامي مراحل شمارش آراء و اعلام نتايج صندوق ها نظارت داشته اند . اين در حاليست كه تمامي صندوق ها با حضور اعضاء اجرايي شعبه ، نماينده فرماندار ، بازرسان ، ناظران شوراي نگهبان، محافظان صندوق ها و نمايندگان نامزدها شمارش شده است ، يعني موقع شمارش آراء حداقل 14 نفر در محل هر صندوق حضور داشته اند .
ايشان در بخش ديگري از نامه خود به اعلام نتايج شمارش آراء صندوق ها به وسيله صدا و سيما اعتراض كرده اند ، درحاليكه اين اقدام ستودني ستاد انتخابات كشور ، شايسته تقدير است زيرا در انتخابات ادوار گذشته معمولاً مردم حداقل تا 12 ساعت پس از پايان برگزاري انتخابات ، هيچگونه اطلاعي از نتايج شمارش آراء نداشتند و از سوي مسئولان انتخابات به آنها اطلاع رساني نمي شد .همانگونه كه همگان از مدت ها قبل اطلاع دارند در اين انتخابات به دليل ضرورت اطلاع رساني سريع به مردم نرم افزاري طراحي گرديد و نتايج شعب اخذ راي ، مستقيماً از شعبه ها به ستاد انتخابات كشور ارسال مي شد و بلافاصله به صورت نوبه اي به اطلاع مردم مي رسيد . و اين امر نه تنها هيچ منافاتي با قانون انتخابات رياست جمهوري ندارد بلكه در راستاي احترام به حق مردم براي اطلاع رساني سريع از نتيجه انتخابات مي باشد . ما مردم را نامحرم ندانسته و سعي نموديم هر نتيجه اي كه به ستاد انتخابات كشور مي رسد ، در اختيار مردم نيز قرار گيرد . البته از ساعت 12 ظهر روز شنبه 23/03/88 كه فرم هاي 28 انتخابات ( اعلام نتايج شهرستان ها ) به تعداد معتنابهي رسيد ، اعلام نتايج بر اساس اين فرم ها ادامه يافت .
اگر آقاي موسوي ادعا دارند كه نتايج انتخابات و تجميع آراء واقعي نبوده ،مي بايست دلايل خود را اعلام و مستندات خويش را ذكر مي نمودند.
ايشان با ذكر نامه نمايندگان سه نفر از نامزدها ، ادعا كرده اند كه اين نمايندگان كه در ستاد انتخابات كشور مستقر بودند ، از جريان اعلام نتايج بي خبر بوده اند . اي كاش ايشان بدون عصبانيت ، لحظه اي در قانون انتخابات تامل مي كردند تا مي فهميدند كه ستاد انتخابات كشور ، صرفاً موظف است نتايج فرم هاي 28 ( اعلام نتايج شمارش آراء شهرستان ها ) را به نمايندگان نامزدها اعلام نمايد و ارائه نتايج فرم هاي رايانه اي واصله از شعب اخذ راي به اين افراد بر عهده وزارت كشور نيست . البته در راستاي اجراي قانون ، كليه فرم هاي 28 واصله از شهرستان ها بدون تاخير به اين نمايندگان ارائه مي شد. نكته قابل ذكر اينكه نمايندگان برخي نامزدها ، وقتي در ساعت حدود 6 صبح از ناكامي نامزدهاي خود مطلع شدند ، ستاد انتخابات را به اختيار خود ترك نمودند .
ز-نسبت دادن آرايش سبد آراء
يكي از مسائلي كه به نظر آقاي موسوي قابل تامل بوده و صحت انتخابات را مورد ترديد قرار داده ، نسبت تقريباً ثابت آراء كانديداها در تمام مناطق كشور بوده است ! در اين رابطه ذكر موارد زير مفيد به نظر ميرسد.
1- توجه ايشان را به اين نكته معطوف مي داريم كه آراء كانديداها در مناطق كشور ثابت نبوده و به عنوان مثال خود ايشان در رتبه بندي آراء دراستانهاي آذربايجان غربي و سيستان و بلوچستان نفر اول مي باشند .
2- اگر مردم كشور در اكثريت بالايي از شهرستانها ، جناب آقاي دكتر احمدي نژاد را مورد اعتماد و تاييد قرار داده اند ، بهتر است آقاي موسوي دليل اين امر را در عملكرد و شعارهاي ايشان جستجو كند و اصل انتخابات و حماسه عظيم قريب به40 ميليوني ملت بزرگ ايران را زير سوال نبرد .
3- ادعاي ايشان در مورد عدم كسب اكثريت آراء نامزدها در محل تولدشان ، ناشي از اطلاعات كذبي است كه به ايشان رسيده وگرنه بر طبق نتايج انتخابات كه در صدا وسيما نيز اعلام شده و نيز آماري كه هم اكنون در سايت پرتال وزارت كشور وجود دارد ،آقاي موسوي در زادگاه خود يعني در شهرستان شبستر ، آقاي رضايي در شهرستان لالي و آقاي احمدي نژاد در گرمسار حائز اكثريت آراء شده و آراء آقاي كروبي در شهرستان اليگودرز حائز بهترين نتيجه خود در كل كشور يعني در رتبه دوم قرار دارد .ضمن اينكه به لحاظ عقلي هم هيچ الزامي وجود ندارد كه حتما اهالي يك شهرستان به همشهري خود راي دهند.
4- اعلام نتايج به تفكيك استانها و شهرستان هاي سراسر كشور از سوي ستاد انتخابات كشور رسماً منتشر و توسط صدا وسيما و جرايد و رسانه ها اعلام گرديد . هم اكنون نيز براي اولين بار در طول تاريخ انتخابات ، اعلام نتايج انتخابات به تفكيك شعب اخذ راي از سوي ستاد انتخابات كشور در حال انجام است كه به خودي خود نشانگر صحت انتخابات و اطمينان برگزار كنندگان از درستي عملكرد خويش مي باشد .
و اما در مورد قسمت انتهايي نامه ايشان كه اشاره به تخلفات ادعايي مربوط به قبل از برگزاري انتخابات از قبيل استفاده از رسانه ملي،استفاده از وسايل نقليه دولتي،افتتاح پروژههاي عمراني ،پرداخت معوقه كاركنان دولت،توزيع سهام عدالت و امثال آنها را داشته است،لازم به ذكر است با اين گونه ادعا ها هيچ خدشه اي به راي مردم وارد نمي شود. و مردم فهيم و آگاه ما با توجه به همه اين تبليغات و مباحثات به نامزد مورد نظر خودراي داده اند و اين موضوعات قبل ازبرگزاري انتخابات هم از سوي ايشان و طرفدارانشان و رسانه هاي همسو با حجم وسيع مطرح گرديد و ليكن مردم براساس شناخت خود از نامزد ها 40 ميليون راي به صندوق ها ريختند و سرنوشت انتخابات را با راي خود رقم زدند. بديهي است تك تك آراء 40 ميليوني مردم فارغ از اينكه به چه نامزدي تعلق گرفته است براي مسئولين برگزار كننده انتخابات محترم بوده وما به عنوان خادمين ملت دست تك تك آنها را به خاطر خلق اين حماسه تاريخي مي بوسيم.
و در آخر آقاي موسوي بايد به اين نكته توجه داشته باشد كه اگر خدمات دولت و مقدمات انتخابات را باعث ابطال انتخابات مي دانستند بايد از ابتدا با اعلام باطل بودن انتخابات در انتخابات شركت نمي كردند نه اينكه پس از عدم كسب راي لازم در انتخابات،موضوعات اتفاق افتاده ادعايي قبل از برگزاري انتخابات را بهانه اي براي ابطال آراء حدود 40 ميليوني راي ملت اعلام مي كرد.
رفتار آقاي موسوي اين ذهنيت را تقويت ميكند كه ايشان با اين هدف شركت كردند كه اگر موفق به كسب اكثريت آراء شدند انتخابات خوب است و اگر شكست خوردند انتخابات باطل و بد است. ازجناب آقاي موسوي خواستاريم به قانون و راي مردم احترام قائل شده و قانون گرايي را در رفتار خودشان نشان دهند.

 

| (نظر بدهید.) | 12:33 AM جمعه، 5 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: یادداشت های سیاسی و اقتصادي


 

ديشب اين طبع، بي‌قرار شما - - -خواست عرض ارادتي بکند
دست کم از دل شکسته‌تان - - - واژه‌هايم عيادتي بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار - - - کس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري - - - تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟! - - - چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور - - - مي‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشي‌ات پر از فرياد - - - در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السکينه» تو را - - - کرده سرشار از فراواني
***
واژه‌ها از لبت تراويدند - - - پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم - - - عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود - - - گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب - - - در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي - - - قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو - - - که ز امت چنين کند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست - - - با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون کوثر - - - هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سينه‌ات داري - - - لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين - - - تا ابد زير بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر - - - عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها - - - ذکر يا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ايران! چه شد که جانت را - - - جان ناقابلي گمان کردي؟!
آبروي همه مسلمانان - - - اشک ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نيست - - - مي‌دهد عطر يک بغل گل ياس
دستت اما حکايتي دارد - - - رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!

 

http://www.nvasl.blogfa.com

| نظرات 2 | 6:17 PM پنجشنبه، 4 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: يادداشت های ادبی


 

حضرت آیت الله العظمی بهجت

چهل روز از غروب آفتاب فقاهت ، اُسوه عارفان ، عالم ربانی ، فقیه صمدانی و مرجع تقلید شیعیان جهان حضرت آيت الله العظمی محمد تقی بهجت فومنی «ره» گذشت.

 

پایگاه اطلاع رسانی حضرت ایت الله العظمی محمد تقی بهجت قدس سره الشریف

| (نظر بدهید.) | 6:14 PM پنجشنبه، 4 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: متفرقه


 

نه براي آنهايي كه مي‌دانند چه شده
و نه براي كساني كه وقتي رأي مي‌آورند، مردم مي‌شوند محبوب
اما وقتي همان مردم تحويل‌شان نگيرند مي‌شوند توده
في‌الوقع براي آنهايي كه فكر مي‌كنند و تصميم مي‌گيرند

براساس آمار رسمي 46 ميليون و 200 هزار نفر است واجد شرايط رأي بوده‌اند
رأي دهندگان در جامعه روستايي 15 ميليون و 300 هزار نفر، معادل 33 درصد
شهرهاي كوچك 19 ميليون و 600 هزار نفر، معادل 43 درصد 
و شهرهاي بزرگ 11 ميليون و 260 هزار نفر، معادل 24 درصد
كه از اين رقم آخر حدود 5ميليون شهر تهران است

همان‌طور كه مشخص است بيشترين ميزان تاثيرگذاري بر نتيجه را شهرهاي كوچك دارند
پس از آن روستاها و سپس شهرهاي بزرگ و درنهايت شهر تهران
اين نكته مهم را هم بايد در نظر داشته باشيد كه ميزان مشاركت در روستاها 
فوق‌العاده بالاست و هرچه به بزرگي شهرها افزوده مي‌شود
از مشاركت هم كاسته مي‌شود
پس
احتياج به توضيح ندارد كه ايران فقط دور و بر ما شهرنشين‌نان بزرگ نيست
همين اشتباه مديريتي كه مسؤوين نظام
طي اين چندين ساله داشتند و ماحصل‌اش
چيزي جز تمركز سرمايه و امكانات و به‌طبعش 
افزايش جمعيت و بالارفتن خطرات اجتماعي در تهران و شهرهاي بزرگ نبود

نتايج انتخابات 22خرداد88 به تفكيك شهرها اعلام شد
اگر معتقد نيستيد كه دستكاري شده است و دروغ
اهل فكريد و  منطق
خودتان نگاهي بياندازيد


بالاترين راي ميرحسين در تهران بوده است
دو ميليون و 166245 كه مي‌شود معادل 52درصد آراي شهر تهران
كه همين‌جا هم تنها 300هزار راي با احمدي‌نژاد فاصله داشته است
درحالي‌كه  راي احمدي‌نژاد در مشهد با 1ميليون و 27273 بوده است وبيش از دوبرابر راي ميرحسين در مشهد

ميرحسين تنها در شميرانات اختلاف فاحشي با احمدي‌نژاد دارد
دويست هزار در مقابل يك‌صدهزار راي

اما اختلاف احمدي‌نژاد با ميرحسين در شهرهاي كوچك وحشت‌ناك است
مثلا در ابوموسي كه ميرحسين كم‌ترين راي يعني 16 راي دارد
احمدي‌نژاد بيش از 2هزار راي يعني حدود 170برابر وي راي بدست آورده است
و در بسياري از شهرهاي كوچك هم همين‌طور

مي‌توان گفت كه در شهرهاي بزرگ در واقع مراكز استان‌ها
رقابت بين ميرحسين و احمدي‌نژاد تنگاتنگ بوده است
كه در اين بين تهران، يزد، زاهدان، زنجان و اردبيل 
را موسوي برده است ولي
مشهد،قم، خرم‌آباد و اصفهان را با اختلاف زياد واگذار كرده است


شهرستان احمدی نژاد موسوی

تهران  1809855 2166245
 مشهد 1027273 459011
اصفهان  666955 389459
شيراز  568009 352082
 تبريز 435728 419983
 اهواز 399240 223107
قم  422457 148467
اروميه  234600 199682
قزوين  220856 96973
يزد  133792 148090
 خرم آباد 203026 72113
اردبيل  137220 140582
زنجان  200307 69944
زاهدان  120978 140118
سنندج  80936 74987


البته معتقدم اين مشكل  كمي نيست
فاصله گرفتن قشر شهرنشين و تحصيل‌كرده از توده ملت
وبه‌خصوص مخالفت اين قشر با دولت و رفتارهايش
نكته كوچكي نيست كه ناديده گرفته شود

علاوه بر آن شخصا منتقد عملكرد دولت فعلي و آينده‌ام
اعتراضات‌ام را هم گفته‌ام و نوشته‌ام
ولي نمي‌توانم تحمل ناديده‌گرفتن توده مردم
واين قانون‌گريزي باشم و هيچ نگويم
آن‌هم از آقايان مدعي اخلاق و صداقت و قانون‌مداري

بقول دوستي نتيجه دو بر يك شده است 
شصت و دو درصد در مقابل 33درصد
نه 10 بر صفر
كه چنان داد برآورده‌اند رأي من كو؟

ياد بگيريم فقط خودمان را نبينيم
ايران فقط براي تهران و مركز استان نشينان نيست
ايران فقط بينندگان بالاترين نيست
ايران فقط وبلاگ‌نويسان و دانشجويان نيست
ايران براي همه ايران‌نيان در همه جاي آن است.
| نظرات 1 | 2:16 AM پنجشنبه، 28 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: یادداشت های سیاسی و اقتصادي


 

دانشجویان فارغ التحصیل کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت ورودی سال1383 که فکر می کنند حرفی برای گفتن دارند می توانند با ارسال ایمیل به مدیر وبلاگ و تکمیل عضویت مطالب خود را در این وبلاگ در معرض دید دیگران قرار دهند.

 


به گزارش خبرنگار سرويس "فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، الف نوشت؛ بنا به آمار رسمي، در جريان راهپيمايي ها و اعتراضات به نتايج انتخابات رياست جمهوري تا امروز هفت نفر کشته و دهها نفر زخمي شده اند. حجم خسارت به اموال عمومي و خصوصي و همچنين هزينه سنگين سياسي که اين اجتماعات بعضا خشونت آميز و خصوصا سرکوب خشونت بار آنها توسط پاره اي از نيروهاي انتظامي و شبه انتظامي، بر کشور ما و منافع ملي آن تحميل کرده قابل احصا نيست. از آنجا که ريشه همه اين حوادث بدون شک به ادعاي رقيب اصلي و شکست خورده در اين انتخابات در خصوص "تقلب گسترده " و "دستکاري در آراء " باز مي گردد - که اتهامي بسيار سنگين است - اين نوشتار بر آن است تا به مهمترين و اصلي ترين متني که تاکنون توسط جناب آقاي ميرحسين موسوي جهت شکايت از نتايج انتخابات نوشته شده مراجعه نموده و با بررسي و تحليل دقيق اين متن، به شالوده شکني و يا واسازي (Deconstruction) دلايل و استدلالهاي ارائه شده در آن بپردازد. اميد است که در فرايند واکاوي اين متن، قوت و استحکام و پشتوانه استدلال هاي ارائه شده در آن مبني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات - که عملا به معني جابجا شدن بالغ بر 10 ميليون راي است - تا حدوي روشن شود. آشکار شدن وزن اين استدلالها مشخص مي کند که آيا آنها اين اندازه پايه و اساس داشته است که خون هفت انسان به پاي آنها ريخته شود؟

1. آقاي ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان - که قاعدتا بايد حاوي محکم ترين استدلال او مبني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات باشد - بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع "تقلب " در انتخابات اشاره نمي کند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي کند که هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع "تقلب " ندارد. تاکيد کردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا کننده است.

1.1: شايد منظور آقاي موسوي اين است که سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريک و "اغفال " گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا کنند. در اين صورت که آقاي موسوي پذيرفته است که رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است که مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تاثير دگرگون کننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت "ناعادلانه " خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام کرد؟

1.2: اينکه اولين بند نامه موسوي با ذکر نام به تجليل و دفاع از "مظلوميت " آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوکننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان "جوشش آتشفشاني " و "بنزين " و "دود و آتش " که قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي کند که اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته که اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟

1.3: فرض مي کنيم که احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتکب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي "تقلب " در نتايج است؟ روشن است که افرادي که حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري کنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.

2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از "تقلب گسترده " توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره ها رجوع کرده و طرح "مطالب خلاف امنيت ملي " و "زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي " توسط احمدي نژاد را به عنوان دليل وجود "تقلب گسترده " در انتخابات مطرح مي کند. در اين خصوص چند مطلب قابل بيان است:

2.1: آقاي موسوي به عنوان يک نامزد هيچگونه مسئوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از "امنيت ملي " ندارند. طبعا رييس جمهور به عنوان "رييس شوراي عالي امنيت ملي " بيش از ديگران در اين خصوص به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسئوليت و اختيار قانوني دارد. در سالهاي گذشته ديده ايم که چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به "منافع و امنيت ملي " گره مي زنند و خواستار سلب آزادي ها و حقوق مردم مي شدند. آيا آقاي موسوي هم مي خواهد با چنين شيوه اي راي 24 ميليون شهروند را باطل کند؟

2.2: ادعاي "زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي " نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي کليه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي داند. در سالهاي گذشته ديده بوديم که برخي از متعصبين جناح راست حتي انتقاد به يک آبدارچي بنياد مستعضعفان را ضديت با ولايت فقيه مي دانستند چون معتقد بودند که رييس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رييس منصوب مي شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هرکس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است! آيا عجيب نيست که شخصيت فرهيخته اي چون آقاي موسوي به چنين استدلال? براي دفاع از تماميت عملکرد خود در دهه شصت دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش هاي بسيار سخت گيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت و يا حتي بخشنامه لباس مشکي و قهوه اي - که آشکارا امروز غير قابل دفاع هستند - را "زير سوال بردن امام خميني " مي داند؟ بديهي است که اينها اعمال دولت ايشان و يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).

2.3: اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي رحمانه ايشان و ديگر کانديداها از عملکرد دولت نهم نيز "زير سوال بردن ولايت فقيه کنوني " است. چون همانطور که امام راحل در دهه شصت بطور آشکار از دولت موسوي حمايت مي کرد، رهبري فعلي نيز در سالهاي گذشته از دولت نهم حمايت کرده است. آيا آقاي موسوي مي پذيرد که اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟

2.4: به فرض که آقاي احمدي نژاد "مطالب خلاف امنيت ملي " در مناظره ها بيان کرده باشد و حتي امام راحل (ره) را زير سوال برده باشد. آيا اين دليل بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات است؟ دوباره سوال مي کنيم اگر اينقدر حرمتها و قداستها شکسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام کند؟ نکند آقاي موسوي بر اين باور است که چون حرمتها شکسته شدن ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي نژاد به 24 ميليون رسيد؟

3. بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي کنند که ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور کارت براي تعدادي از ناظرين ايشان و آقاي کروبي اعتراض مي کند. در خصوص اين بند نيز چند نکته گفتني است:

3.1: در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره کرده اند. طبعا وزرات کشور بايد در اين مورد پاسخگو باشد که چرا به تعداد درخواست شده کارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارک ارسالي ناظرين اشاره کرده اند که بنده نمي توانم قضاوتي درباره ادعاي طرفين داشته باشم. اما سوال اين است که چرا جناب موسوي که با قاطعيت هرچه تمام از "تقلب گسترده " در انتخابات سخن گفته اند به جاي آنکه ابتدا لااقل به يک گزارش مستند و دقيق از يکي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره کنند، مبناي اعتراض خود را بر يک موضوع "عدمي " قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح کشور رخ مي داد لااقل دهها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي مي بايست به شواهدي در اين خصوص دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي بجاي استناد به آنها به "عدم وجود ناظر " در برخي صندوقها اشاره مي کند که حتي در فرض صحت هم نمي توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي تواند مدعي شود که هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟

3.2: قابل قبول است که آقاي موسوي در مورد صندوقهايي که ناظر نداشته اند داراي شک و شبهه باشد. اين شک کاملا معقول و منطقي است. اما راه حل برطرف شدن آن اين است که ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوقهايي در همان منطقه و شهر مقايسه کنند که در آنجا ناظر داشته اند و ببينند که آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند که براي آنکه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست کاملا داراي آراء واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا کردن اين 10 هزار صندوق اصلا کار دشواري نيست. خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس کميته صيانت آقاي موسوي که خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير کشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*

3.3: اين پرسش مهمي است که چرا آقاي موسوي در اين نامه بطور مشخص به هيچ حوزه اي که در آن "تقلب گسترده " صورت گرفته باشد اشاره نمي کنند؟

4. در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از کامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آرا هر صندوق به ستاد مرکزي انتخابات اعتراض مي کند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي پذيرد که به صرف اينکه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظرين کانديداها (در صورت حضور) وارد کامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات "تقلب گسترده " صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه هاي همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت کشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورت جلسه هاي مکتوب با آمار اعلام شده کامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شکي و شبهه اي هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم که اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از کامپيوتر استفاده شده حتما "تقلب گسترده " صورت گرفته است؟

5. در بند پنج آقاي موسوي به موضوع کمبود تعرفه اشاره کرده اند که به ادعاي ايشان در برخي حوزه ها موجب توقف راي گيري شده است. اولا نفس کمبود تعرفه با توجه به مشارکت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينکه بنا به اعلام وزارت کشور به هر شعبه اعلام شده بود که به محض اينکه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع کردند اعلام اتمام تعرفه کنند تا در اين فاصله تعرفه هاي جديد براي انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي گيري نيست. آقاي موسوي اشاره اي به هيچ صندوقي که در آن راي گيري متوقف شده باشد نکرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي گيري را تعطيل نکرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي گذاريم که واقعا در برخي صندوقها تعرفه تمام و راي گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي آيد:

5.1: آيا اتمام تعرفه در يک يا چند صندوق دليل بر "تقلب گسترده " در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست؟

5.2: چرا با آنکه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اينهمه "احساس خطر " کرده بود و هشدار داده بود و با اينکه به زعم ايشان در مناظره ها "استوانه هاي نظام " مورد هتک حرمت قرا گرفته بودند و "مقدسات " زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند که در ساعات آغازين راي گيري براي مشارکت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين "فاجعه " پاي سر صندوقها حاضر شوند؟

5.3: آقاي موسوي از کجا مي دانند که همه آن افرادي که در حوزه هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از کجا معلوم که بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي نژاد راي دهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يک مقوله عدمي و موهوم است. شبيه همان شعار غيبي است که اصلاح طلبان سالها مي دادند و طي استدلالي غريب مدعي بودند که همه آنهايي که در انتخاباتها راي نمي دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!

6. همانطور که در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محکم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود "تقلب گسترده " در انتخابات ارائه نکرده اند. بجاي چنين استدلالهايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره کرده اند، يا به مواردي که ممکن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شک و شبه است و يا در اصل اعتراض به مواردي غير از "تقلب " است. از اين رو عجيب است که در بند ششم نامه، ايشان مي گويد که "علاوه بر موارد فوق " 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نکته گفتني است:

6.1: در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي دهد که براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجا است که چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد ذکر شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان ذکر نکرده است.

6.2: بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي کاملا واضح و روشن است که اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يک مورد را پيدا مي کرد که بر ملا کننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات مي بود، قاعدتا مي بايست آنرا در اين نامه، که مهمترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي داد. نمي تون پذيرفت که ايشان مثلا ايثار کرده اند و يا براي حفظ مصالح مملکت از بيان برخي تخلفات خودداري کرده اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي "تقلب " در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي که تا اينجا جلو آمده نمي توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنکه اين 80 مورد هم به احتمال به قريب يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده که بتوان بر آن تکيه کرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.

7. در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود "تقلب گسترده " در انتخابات به يک موضوع پيشا - انتخاباتي اشاره کرده است. از نظر ايشان اينکه آقاي احمدي نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته "في نفسه " دليل روشن و آشکاري است بر وجود "قصد " دستکاري در آراء. آقاي موسوي همچنين انعکاس پيشاپيش پيروزي احمدي نژاد در برخي رسانه ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين مورد نيز چند مطلب قابل ذکر است:

7.1: آقاي احمدي نژاد تنها کانديدايي نبودند که در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي بطور مکرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي داد بلکه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي سابقه و منطقي شگفت اعلام کرد که پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستکاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد خود ايشان نيز متهم به "تقلب " هستند.

.2: حتي اگر فرض کنيم که سخن آقاي احمدي نژاد بيانگر "قصد " دست کاري در انتخابات بوده باشد. در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي داند که چنين "قصد " و يا "نيت مجرمانه اي " براي اثبات "وقوع جرم " - که در اينجا وجود "تقلب گسترده " در انتخابات است - کفايت نمي کند. در هر محکمه اي علاوه بر "نيت " مي بايست "مستندات " کافي براي محکوم کردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي رسد اقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارک کافي براي اثبات "تقلب " دستشان خالي است به "نيت خواني " و "قضاوت داوودي " روي آورده اند.

8. در بند هشتم آقاي موسوي به "نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح " و "نقض ماده 68 قانون انتخابات " اشاره کرده اند. در مورد اول منظور ايشان "حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ ها است "، و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رييس جمهور و وزرا از امکانات دولتي براي سفر به استانها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذکر است:

8.1: معلوم نيست منظور ايشان از "حضور " نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است که مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يک کانديدا باشد که اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرک داشته باشند. ايکاش لااقل به يک مورد از زمانها و يا مکانهايي که چنين نيروهايي در انتخابات مداخله کرده اند اشاره مي کردند.

8.2: با توجه به اينکه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود که با به کارگيري يک سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام نمود و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگهاي رقيب کمي عجيب به نظر مي رسد.

8.3: مجددا فرض را بر آن مي گذاريم که ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مسئله دليل بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات مي شود؟

8.4: حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين "جرم " حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت کشور و دولت - که از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول "تقلب گسترده " در انتخابات هستند - ندارد. شايد هم آقاي موسوي بر اين باور باشند که حضور چند هزار بسيجي در يک ميتينگ انتخاباتي باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!

8.5: اشاره آقاي موسوي به استفاده کردن دولتمردان از امکانات دولتي براي سفر به شهرستانها نيز از جنس بسياري مواردي مورد اشاره بالا است. روشن است که در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع قانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا کلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود "تقلب گسترده " در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رييس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده کرده مي توان نتيجه گرفت که 10 ميليون راي جابجا شده است؟! ثالثا روشن نيست که آيا منظور آقاي موسوي اين است که رييس جمهور قانوني کشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي بايد از وسيله شخصي خود استفاده کند؟! آيا در انتخابات هاي گذشته رييس جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستانها سفر نمي کردند؟ آيا آنها با وسيله و امکانات شخصي سفر مي کردند؟

9. در حالي که آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور که در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محکمه پسندي مبتني بر وجود "تقلب گسترده " در انتخابات ارائه نکرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنکه خواهان رسيدگي به موارد شک و شبهه خود شود، و يا آنکه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوقها شود، و يا حتي خواهان تشکيل کميته مستقل حقيقت ياب شود، درجا تقاضاي ابطال کل نتايج انتخابات را مطرح کرده است. چنين رويکردي در نوع خود بي سابقه و از نظر نگارنده بر ملا کننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرفهاي ناگفته در لابلاي سطر هاي آن است. آن حقيقت اين است که جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديکالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. اين دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموکراسي و آزادي نمي دانند و بلکه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند. اگر در دوراني آنها به شعار دموکراسي و آزادي روي آوردند صرفا از اين رو بود که چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي که توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وامهاي دولتي و کاغذ دولتي و آگهي هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره "دموکرات نمايي " اين حضرات کوچکترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا- انتخاباتي ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموکراسي يعني تن دادن به شکست در انتخابات. شکافها و تناقضهاي متن آقاي موسوي برملاکننده اين واقعيت است که ايشان در سپيدي هاي نامه اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي هاي نوشته اش خودداري مي کند.

10. پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي که گمان مي کنند در اين انتخابات "تقلب گسترده " رخ داده است، مبتني بر جستجوي "انگيزه " چنين جرمي است. با توجه به اينکه جابجا کردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همکاري هيات هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممکن است، بي شک کساني که معتقد به وجود "تقلب گسترده " هستند بايد نه تنها وزارت کشور بلکه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه "شريک جرم " بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند "نظام " را به تقلب در انتخابات متهم مي کنند. طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه اي بايد وجود داشته باشد. "نظام " نيز مي بايد براي چنين "تقلب گسترده اي " انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اکنون پرسش اينجا است که آن "نظامي " که هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل کرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله ايي نکرد و حتي انتخابات مجلس ششم را علي رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حکم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو ترين عناصر دوم خرداد را در يکي از مهم ترين ارکان قانوني کشور به مدت چهار سال تحمل کرد، چرا مي بايست اکنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين "تقلب گسترده " اي باشد؟ مگر اين نبود که همه کانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه سخن گفته بوده و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشکلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود که رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديک بود که برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يک هماهنگي و برنامه ريزي در سطوح بالا مي دانستند؟ واقعا رييس جمهور چنين فردي چه خطري مي توانست براي "نظام " داشته باشد که نياز به چنين "تقلب گسترده " باشد؟ حتي اگر به فرص محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممکن بدانيم عقلا و منطقا نمي توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنکه سالهاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند که اگر مشارکت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امکان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود؟ چه شده است که امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟

* در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، جناح حامي دولت مهندس موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دوتايي "اسلام ناب - اسلام آمريکايي " که بطور کلي توسط حضرت امام (ره) بيان شده بود، جمع کثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن "اسلام آمريکايي " متهم کردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را بجاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند. در اين انتخابات که آقاي محتشمي - رييس کنوني کميته صيانت آراء آقاي موسوي - وزير کشور و مجري انتخابات بود، گزارشهاي فراواني مبني بر تخلف در صندوقهاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري کرد و به بازشماري برخي صندوقها پرداخت که در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد. دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حکم ولايي جهت تاييد انتخابات شد. با توجه به "شرايط حساس کشور " در نهايت امام راحل (ره) با صدور حکمي خواستار پايان يافتن بازشماري آراء شده و پرونده رسيدگي قانوني شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. بدنبال حکم حضرت امام (ره)، آيت الله صافي گلپايگاني دبير وقت شوراي نگهبان که امروز از مراجع تقليد هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اينکه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت الله صافي نامه مي نويسد اما پاسخي نمي شنود، شايد چندان بي نکته نباشد.

منبع

| (نظر بدهید.) | 2:14 AM پنجشنبه، 28 خرداد هزار و سیصد و هشتاد و هشت | نویسنده: محمدرضا روستاخانوانه | موضوع: یادداشت های سیاسی و اقتصادي